شبهه نهم: دروغ بودن وقوع احراق بیت
اگر تهدید عمر مبنی بر آتش کشاندن خانه حضرت زهرا علیها السلام را بپذیریم ولی نشانه های اثبات « وقوع احراق »، در میان کتب اهل سنّت ،قابل مشاهده نیست.
پاسخ :
هر چند در منابع اهل سنّت ، تنها از : « تهدیدهای عمر برای به آتش کشاندن خانه، جمع آوری هیزم و آوردن پاره هایی از آتش » ، سخن به میان آمده؛ و در خصوص اسناد حاکی از وقوع « احراق » ، تحریفات گسترده ای به وقوع پیوسته است؛ امّا با نگاهی جامع به مجموعه قرائن و شواهد موجود، وقوع این حادثه ( احراق ) ، برای هر محقّق ژرف اندیشی قابل پذیرش و اثبات خواهد بود.
الف ) نشانه های آشکار در این زمینه عبارتند از:
شبهه هشتم: دروغ بودن تهدید احراق بیت، توسط عمر
اساسا تهدید عمر مبنی بر آتش کشاندن خانه حضرت زهرا علیها السلام ، در منابع اهل سنت، وجود ندارد.
پاسخ:
برخی از منابع اهل سنت که این تهدید در آنها آمده عبارتنداز :
1- شرح نهج البلاغه ابی الحدید، ج 2، ص 56(1)
2- الامامه و السیاسه ابن قتیبه، ص 30 (2)
3- تاریخ الامم و الملوک طبری، ج 2، ص 443(3)
4 -العقد الفرید ابن عبد ربّه ، ج 5، ص 12(4)
با استناد به منابع فوق و دیگر مآخذ عامّه ، می توان گفت: جای هیچ شکّی در « تهدید عمر مبنی بر به آتش کشاندن خانه حضرت فاطمه علیها السلام » وجود ندارد و وقوع این تهدید، از حوادث قطعی و تردید ناپذیر در تاریخ صدر اسلام، محسوب می شود(5).
شبهه هفتم:
اختلاف صدیقه طاهره با ابوبکر، فقط بر سر فدک بود نه امامت حضرت علی(علیه السلام)
طبق نقلهای شیعه و سنی عده ای از مسلمانان در دفاع از حضرت علی (علیه السلام) در خانه آنحضرت تحصن کرده بودند ولی خود حضرت زهرا (سلام الله علیها) دستور خروج متحصّنین از خانه شان را صادر فرمودند که این یعنی هدایت متحصّنین به سوی انجام بیعت با ابوبکر پس اختلاف صدیقه طاهره با جناب ابوبکر فقط بر سر قصه فدک بوده نه دفاع از حق خلافت برای حضرت علی(علیه السلام).
پاسخ:
حضرت زهرا( سلام الله علیها) در مسیر استمرار مبارزه سیاسی با نظام حاکم و با توجّه به لزوم حفاظت از جان حضرت علی (علیه السلام)، دستور خروج افراد از خانه را صادر فرمودند. ازآن جایی که آن حضرت (علیها السلام) می دانستند که پایان دان به تحصّن سه روزه و ترک خانه ایشان، برای تحصّن کنندگان تلخ و ناگوار است؛ از این رو، با به کار بردن عبارت « فانصرفوا راشدین »(1) ، رضایت خود از مقاومت سه روزه و فریاد اعتراض سیاسی تحصّن کنندگان ( یعنی : کارهایی که تحصّن کنندگان، تا پیش از صدور فرمان خروج از خانه، به انجام رسانده بودند ) را اعلام داشتند. لازم به ذکر است : در لغت عرب، به فردی که وجه کارش را درک کند و راهش را بشناسد ، « راشد » گویند.
شبهه ششم: مصحف فاطمه(سلام الله علیها)، قرآنی غير از قرآن رايج
شيعه به قرآنى منسوب به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به نام مصحف فاطمه(سلام الله علیها)،كه غير از قرآن رايج ميان مسلمانان است، اعتقاد دارد، مگر ممكن است جبرئيل(علیه السلام) بر غير پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شود؟
پاسخ:
كلمه «مَُِصحف» (با هر سه حركت ميم) اكنون بيشتر به معناى «قرآن» به كار مىرود اما در لغت به معناى مجموعه برگههايى است كه ميان دو جلد جمع آورى شده است و امروزه «كتاب» خوانده مىشود.(1) بنابراين، منظور از مصحف دراین مورد، كتاب فاطمه (علیهاسلام) است كه در بعضى از روايات اهل سنت نيز به آن اشاره شده است. راويانى چون «ابىبن كعب» وجود كتابى نزد آن حضرت (علیهاسلام) را تأييد كردهاند.(2)
شبهه پنجم: حقانیت خلافت ابوبکر، به پشتوانه اجماع امت
وقتی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «لا تجتمع امتى على الخطا(1)؛ امتم بر خطا اجتماع نمى كنند» و نيز فرمود: «لا تجتمع امتى على ضلال(2)؛ امت من بر گمراهى, اجتماع نخواهند كرد»، بنابراين با اجماع امت بر بيعت با جناب ابوبکر، حقانیت خلافت او ثابت می شود.
پاسخ:
منظور رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از امت من بر خطا اجتماع نمى كنند و بر ضلالت و گمراهى، اجتماع نمى نمايند اين است: در امرى كه امت به مشورت پردازد و با اختيار خود و اتفاق آراء آن را مورد تصويب قرار دهد، خطا و گمراهى در آن راه نخواهد داشت. اين معنى ازسنت پيامبر (صلی الله علیه و آله)متبادر مى شود و بس. اما كارى كه بر اساس نظريه شخصى چند نفر از امت باشد، كه براى پيشبرد آن به پا خيزند و بتوانند اهل حل و عقد و افراد فهميده و آگاه امت را بر آن مجبور سازند، دليلى بر درستى و عدم گمراهى آن وجود ندارد. اگر به کتاب احتجاج مرحوم طبرسی مراجعه شود ملاحظه خواهید کرد درآنجا، جریان سقیفه و دعوای بین رئیس قبیله اوس(بشیر بن سعد) با رئیس قبیله خزرج(سعد بن عباده) بر سر خلافت وفرصت طلبی خلیفه اول و دوم و ابوعبیده جراح که به بیعت با ابوبکر ختم شد به صورت کامل بیان شده است.(3)
شبهه چهارم: ناسازگاری گفتگو دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای مال دنیا، با حیاء فاطمی
مگر حضرت زهرا (سلام الله عليها) نفرمودند بهترین چیز برای زنان این است که مردان را نبیند و مردان هم آنان را نبینند؟ (1)، پس چرا خودشان به حرف خود عمل نکرده و با مردان نامحرم براي دفاع از حق مالی خود گفتگو و در مسجد سخنراني کردند؟
پاسخ:
در مورد سخنراني كردن حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ در بين نامحرمان بايد گفت:
اولاً حضرت براي گرفتن حق خويش چادر به سر كردند و در ميان جمعي از زنان فاميل و خويشان خويش به مسجد رفتند و در آن وقت پردهاي سفيد ميان زنان و مردان افكندند و آنگاه از پشت پرده حق خويش را مطالبه كردند.(2)
شبهه سوم: تنافی ضرب و شتم فاطمه علیهاسلام، با غیرت فاتح خیبر
چگونه میتوان باور کرد که حضرت علي (علیه السلام) آن فاتح خیبر، با آن قدرت، در جریان دروغین احراق باب، اجازه داده باشد، همسرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشد، در حالی که هر مرد غیرتمندی ولو قدرتمند هم نباشد، چنان جساراتی را نسبت به ناموس خویش تحمل نمیکند لذا حادثه احراق و ضرب وشتم توسط خلیفه دوم، یک دروغ بزرگ و ساختگی از طرف شیعیان است.
پاسخ:
درباره مظلوميت حضرت زهرا (علیهاسلام) و واقعه «پشت در» بايد دانست مردم صدر اسلام، احترام ويژه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دختر خود، حضرت زهرا (علیهاسلام )را به طور آشكار ديده و شنيده بودند. هنوز احاديثى مانند فاطمه بعضه منى، من اذاها فقد اذانى: فاطمه پاره تن من است، هر كس او را آزار رساند مرا آزار رسانده است؛(1) را به خاطر داشتند.
شبهه دوم: غصبی نبودن فدک
در جریان گرفتن فدک از حضرت زهرا علیها سلام، غصبی صورت نگرفته است زیرا طبق حديث منقول در كتب مختلف اهل سنت از پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)نقل شده كه ميفرمايد: «ما پيامبران ارثي از خود به يادگار نميگذاريم، و آنچه از ما بماند به عنوان صدقه در راه خدا مصرف شود.»؟
پاسخ:
اين حديث از جهات مختلفى قابل نقد و بررسى است، ولى آنچه در حوصله اين مجال مىگنجد امور زير است:
1) اين حديث با متن قرآن سازگار نيست و طبق قواعد اصولى كه در دست داريم هر حديثى كه موافق «كتاب الله» نباشد از درجه اعتبار ساقط است و نمىتوان به عنوان حديث پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا ساير معصومين (علیهم السلام) روى آن تكيه كرد.
در آيات قرآن مىخوانيم حضرت سليمان(علیه السلام) ازحضرت داود(علیه السلام) ارث برد، و ظاهر آيه مطلق است و اموال را نيز شامل مىشود و در مورد حضرت يحيى(علیه السلام) وحضرت زكريا(علیه السلام) مىخوانيم كه از خدا چنين تقاضا مىكند «فرزندى به من عنايت كن كه از من و از آل يعقوب ارث برد» مريم/ 6.
حضرت حيدر به نام فاطمه حساس بود
خلقت از روز ازل مديون عطر ياس بود
اي که بستي راه را در کوچه ها بر فاطمه
گردنت را مي شکست آنجا اگر عباس بود
خدايا به سوز دل مولا علي-ع و به پهلوي بشکسته ي زهراي مرضيه-س
قَسمت مي دهيم که فرج منتقم شان را برساني .. آمين
شبهه اول: اعتقاد متضاد با قرآن، درباره حضرت زهرا(علیها سلام)
خداوند در آيه 42 سوره آلعمران (وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى نِساءِ الْعالَمينَ)، حضرت مريم(علیها سلام) را برترين زنان عالم معرفى می كند در حالی که شیعه معتقد است حضرت زهرا(علیها سلام) سرور زنان جهانيان است، پس اعتقادات شیعه مخالف قرآن است.
پاسخ:
از سوى مفسران دو پاسخ به اين سؤال دادهاند: