که رمز دیدار شما ، پاکی و دوری از گناه است.
به ما نگفتند که در دیدار علی بن مهزیار اهوازی که بیست سال به انتظار ایستاد تا شما را ملاقات کند به او فرمودی که علت دوری از شما ، چند گناهی بود که انجام می دادی.
و فرمودی که علت در پشت پرده بودن ما ، اعمال بد شما شیعیان است و اگر شما پیمان پاکی که با امامان خود بسته بودید را فراموش نمی کردید ، پرده ها کنار می رفت.
کاش به ما گفته بودند که چشم پاک ، سزاوار سیمای پاک است نه چشمی که به هرکس و ناکس نگاه انداخته و زلف پریشان دیگران را خیره شده ، کجا این چشم می تواند خال مشکین صورت شما را مشاهده کند ؟!!!
مگر اینکه با باران اشک ، آن آلودگی ها را شستشو دهد و به کنترل در آورد چشمی را ، که وظیفه اش کرنش است در هنگام روبرو شدن با نامحرم.
به ما نگفتند که سید بن طاووس و شیخ مفید و سید مهدی بحرالعلوم – که به دیدارت نائل شده اند – اهل گناه نبودند، یعنی ما هم باید اینچنین باشیم.
کاش می دانستم که هر گناه ، فاصله را دورتر می کند و هر ترک گناهی ، قدمی است برای رسیدن به رضایت شما.
کاش می دانستم که باید مایه زینت شما باشم نه باعث شرمساری.
گفتم شبی به مهدی اذن نگاه خواهم گفتا که من هم از تو ترک گناه خواهم
حسن محمودی
بانک سی دی “آوای معرفت” با مباحث متنوع فرهنگی، عقیدتی،خانوادگی جهت استفاده طلاب، دانش پژوهان و مبلغان مدرسه راه اندازی شد. کلیه طلاب جهت عضویت به واحد فرهنگی معصومیه مراجعه نمایند.
توجه توجه
فارغ التحصیلان گرامی موسسه آموزش عالی حوزوی معصومیه
جهت عضویت در کانون دانش آموختگان و استفاده از برنامه های کانون
به واحد فرهنگی معصومیه مراجعه نمایید.
اسماعيل نساجى زواره :
پيرايش عقيده
«سنفرغ لكم ايها الثقلان» (1)
در جهان هستى غير از موجودات و پديدههاى محسوس و ملموس، موجودات غيرمحسوسى وجود دارد كه شناخت كامل آنها براى انسان ميسر نيست و وجود آنها به واسطهى آيات الهى اثبات شده است. (2) يكى از باارزشترين موجودات غيرمحسوس كه قرآن كريم از آن به عنوان يكى از «ثقلان روى زمين» ياد كرده است، «جن» است. (3)
اين واژه ضد «انس» است (4) و در لغتبه معناى موجود پنهان و نامرئى است و تمام مشتقاتش بر استتار و پنهان دلالت دارد. واحد آن «جنى» است (5) و جمع آن برخلاف آنچه زياد استعمال مىشود، «اجنه» نيست; زيرا اجنه جمع «جنين» است و جمع جن «جنه» اين واژه 22 بار در قرآن كريم آمده است. (7) آنچه در اذهان عوام از اين موجود وجود دارد، به افسانه و خيال نزديكتر است تا به واقعيت; زيرا مردم ناآگاه خرافات زيادى دربارهى آن از خود ساختهاند كه با عقل و منطق سازگار نيست و به همين جهتيك چهرهى خرافى و غير منطقى به اين موجود دادهاند كه وقتى كلمهى «جن» گفته مىشود، مشتى خرافات نيز با آن تداعى مىشود از جمله اين كه آنها را با اشكال غريب و عجيب و وحشتناك و موجوداتى دم دار و سم دار! موذى، پرآزار، كينه توز و بدرفتار ترسيم مىكنند كه ممكن است از ريختن يك ظرف آب داغ در يك نقطهى خالى، خانه هايى را به آتش كشند (8) و موهومات ديگرى از اين قبيل كه جنها را شبيه انسان ولى با كالبدى كوتاهتر و پوشيده از مو مىدانند كه شيار چشمان آنها عمودى و پاهاى آنان مثل چهارپايان سم دارد و در دل شبها فعاليت آنها بيشتر شده و مجالس عروسى يا بزم خود را در حمامها، سردابها، خرابهها، زيرزمينها، آب انبارها وغيره برپا مىكنند و شبها در بعضى از خانهها به بازى و گشت مشغول هستند و چه بسا از روى رختخواب انسانهاى به خواب رفته هم عبور كنند و ريختن نجاسات به روى زمين و يا لگدمال كردن بچههاى جنها ممكن است والدين آنها را مجبور به انتقام جويى كند. (9) در حالى كه اگر موضوع وجود جن از اين خرافات پيراسته شود، اصل مطلب كاملا قابل قبول است; چرا كه هيچ دليلى بر انحصار موجودات زنده به آنچه ما مىبينيم نداريم، بلكه علما و دانشمندان علوم طبيعى مىگويند: موجوداتى را كه انسان با حواس خود مىتواند درك كند، در برابر موجوداتى كه با حواس قابل درك نيستند، ناچيز است.

«امريكا و صهيونيزم تلاش مىكنند اختلاف نظرهاى جزئى را، شكافهاى عميق اعتقادى جلوه دهند، بنابراين همه از جمله مسئولان و رؤساى قوا بايد ضمن مراقبت كامل، از تضعيف يكديگر بپرهيزند، وظايف قانونى همديگر را مورد توهين قرار ندهند و زير سؤال نبرند.
هر يك از قواى سه گانه وظايف سنگينى دارد كه مسئولان بايد با جديت، وحدت و همدلى به آنها عمل كنند تا ملت نيز با قلبى پراميدتر راه خود را ادامه دهد.
دشمن به بهانه مبارزه با تروريسم در جهان اسلام مداخله جويى مىكند اما همه ملتهاى مسلمان مىدانند كه هدف اصلى استكبار و صهيونيزم، اسلام و امت اسلامى است چرا كه امريكا و صهيونيزم به درستى اسلام را مانع اصلى تسلط خود بر منابع جهان اسلام مىدانند.
حمله امريكا به هر كشورى از جمله عراق تحت هر عنوانى به زيان مصالح و منافع دنياى اسلام است و دولتهاى اسلامى به خصوص سازمان كنفرانس اسلامى بايد بسيار فعالتر به وظايف خود در اين زمينه عمل كنند.
ما دفاع از مظلومان فلسطينى را امرى واجب مىدانيم و معتقديم همه دولتهاى اسلامى بايد به وظايف خود در دفاع همه جانبه از فلسطين عمل كنند.
(16/ 9 / 81)
تصميمگيرىهاى كلان كشور در همه زمينههاى سياسى اقتصادى، مديريتى و ديگر زمينه بايد از يك فرهنگ و روح مشترك برخوردار باشد و شورايعالى انقلاب فرهنگى بايد جهت، حدود ويژگىهاى اين فرهنگ را مشخص كند.
شورايعالى مسائلى همچون تعيين شاخصهاى ارزيابى وضع فرهنگى و عملى كشور، تجزيه و تحليل جريانهاى فرهنگى جهان و بررسى تاثير اين جريانها بر مسائل داخل كشور، چاره جويى در مقابل آسيبهاى احتمالى جريانهاى فرهنگى خارجى بر داخل، بررسى راههاى افزايش استفاده صحيح از جريانهاى مثبت جهانى، و شناسايى و جذب نخبگان را همچنان در شرح وظايف شورا نيز پيش بينى شده مورد توجه قرار دهد.
(27/ 9 / 81)
اگر خوش بينى مردم درباره آينده اقتصادى كشور به واسطه تلاش بىوقفه مجلس وديگر قوا افزايش يابد، تبليغات سوء دشمنان بسيار كم اثر خواهد شد.
مجلس بايد حل مشكلات معيشتى مردم را به طور جدى دنبال كند و در تعامل صحيح با دولت، براى پيشرفت اقتصادى كشور برنامه ريزى نمايد.
مشكلات اقتصادى موجود قطعا قابل حل استبه شرط آن كه با پيگيرى و مراقبتهاى مديريتى نسبتبه رفع آنها همت گماشته شود.
بايد هنگام استفاده از همه تريبونها، به تفاهم و وحدت فكر كرد و ضمن مراقبت كامل، از طرح مسائل اختلاف برانگيز خوددارى كنند.
روحانيتبايد در همه احوال، زى طلبگى را رعايت كند.
تصور كوتاه آمدن دشمن از مبارزه با اسلام و نظام اسلامى، تصورى ساده لوحانه است ضمن آنكه دشمن در ميدان مبارزه با نظام، فرقى ميان جناحها و دستگاههاى مختلف نمىگذارد.
(11/ 10 / 81)
محمد بن عباد گويد: مرا همسايهاى بود بسيار پرهيزگار و مقيد به عبادات شبانه، شبى مىگفت: در خواب ديدم قيامتشده و من بر حوض كوثر گذشتم. چشمم به پيامبر و امام حسن و امام حسين افتاد پس نزد امام حسن تقاضاى آب كردم امتناع فرمود، از امام حسين درخواست كردم ايشان نيز خوددارى كرد، رو به پيامبر كرده و گفتم: من از امتشمايم و به من آب ندادند، پيامبر فرمود: تو را همسايهاى است كه على را لعن مىكند چرا او را نهى نمىكنى؟ !
گفتم: من ضعيفم و او از اطرافيان سلطان است پس كاردى به من داد و فرمود: او را بكش، من به طرف منزل آن مرد روان شدم، درب خانهاش باز بود و او را در بستر خوابيده يافتم، او را كشته و به خدمت پيامبر بازگشتم و كارد را به خدمت پيامبر بازگرداندم، پيامبر به امام حسن فرمود كه به من آب دهند، چون از خواب با وحشتبيدار شدم صداى ناله زنان همسايه را شنيدم كه فلانى در ميان بسترش كشته شده و چون عدهاى را به اتهام قتل گرفته بودند به ناچار نزد امير رفتم و داستان خواب را برايش نقل كردم.
امير گفت: تو مجرم نيستى اينها نيز جرمى ندارند.
(دار السلام نورى، ج2، ص226)
مرحوم حاج ملا هادى سبزوارى روزى با جمعى به عيادت بيمارى مىرفت. همين كه به نزديك منزل بيمار رسيد از آن جا برگشت و نزد بيمار نرفت. اطرافيان علت را پرسيدند! وى گفت: چيزى بر قلبم خطور كرد و آن اين است كه وقتى بيمار مىبيند كه از او عيادت مىكنم از من خوشش خواهد آمد و با خود مىگويد: سبزوارى چه انسان والا و بزرگى است كه به عيادت من آمده است، پس اكنون برمىگردم تا هنگامى كه اخلاص اوليه را در خود بيابم و تنها براى خدا به عيادت بيمار بيايم.
(در محضر استاد ص23)
مردى عرب به حضور رسول خدا (ص) رسيد و تقاضاى موعظه كرد. حضرت به او فرمود: «لاتغضب» خشم نگير!
آن مرد به همين يك جمله قناعت كرد و به قبيله خود برگشت. تصادفا زمانى اين مرد به قبيله رسيد كه بين قبيله او و يك قبيله ديگر نزاعى پيش آمده بود و دو قبيله در مقابل يكديگر آماده نبرد بودند. آن مرد طبق رسومات و تعصبات قبيلهاى لباس رزم پوشيد و در كنار افراد قبيله قرار گرفت. در همين حال فرموده رسول خدا (ص) يادش آمد كه به او فرموده بود «لاتغضب» خشم خود را فرو خورد، به خود آمد و گفت: چرا دو قبيله بىجهتبايد به روى هم شمشير بكشند، لذا خود را به صف دشمن نزديك كرد و گفت: حاضر است از مال خودش هرچه آنها بخواهند به عنوان ديه يا غرامتبپردازد تا اين خصومتبرطرف شود.
قبيله مقابل نيز كه اين فتوت و مردانگى را از او ديدند، از ادعاهاى خود چشم پوشيدند و غائله تمام شد.
آرى با عمل به يك جمله كوتاه از رسول گرامى، خصومت از بين دو قبيله برطرف شد.
(بيست گفتار شهيدمطهرى)
ارزش آموزشی بازی
کودک با بازی تواناییها خود را میشناسد.
دنیای اطراف خود را کشف میکند.
مرحله چهارم: کارآمدی (شش تا دوازده سالگی)
محدود کردن کودک و انتقاد مداوم از کارهای او باعث به وجود آمدن احساس حقارت در کودک میشود.
باید با تشویق مهارتهای جدید را در کودک تقویت کرد.
در این مقطع سنی باید به کودک مهارتهای لازم آموزش داده شود.
این سن دوره شروع آموزش میباشد.
مرحله پنجم: بحران هویت (دوازده تا بیست سالگی)
یکی از حساسترین دوران زندگی هر فردی میباشد.
عقاید دوران کودکی فروریخته و نوجوان میخواهد همه چیز را عقلی و منطقی بپذیرد.
این مرحله پلی بین کودکی و بزرگسالی است.
نوجوان قدرت بر مبنای تخصص را میپذیرد نه قدرت بر مبنای زور.
مراحل رشد کودک در اسلام
در اسلام مراحل رشد کودک به سه بخش تقسیم شده است. رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله: الولد سيّد سبع سنين، و عبد سبع سنين، و وزير سبع سنين.
هفت سال اول: کودک امیر است.
هفت سال دوم: کودک غلام است.
هفت سال سوم: نوجوان وزیر است.
باید توجه داشت که مرحله امیری به معنای تعطیلی امر تربیت نمیباشد. بلکه در این مقطع سنی باید تربیت به صورت غیر مستقیم اعمال شود. یعنی در قالبهای شعر، داستان، بازی و …
سعی در خدمت به آن حضرت
بر اساس روایاتی که از ائمه اطهار علیهم السلام رسیده، زندگی انسان ها و همه موجودات به برکت وجود امام معصوم است. بنابراین باید تاحد توان خدمتگزار آن حضرت بود و اندکی از حقوق ایشان را به جا آورد. امام صادق علیه السلام در بیان شرافت آن حضرت می فرماید: «اگر دوران او را دریابم، تمام مدت زندگانی ام در خدمت او خواهم بود». از این سخن معلوم می شود که اهتمام به خدمت کردن به حضرت مهدی(عج)، برترین عبادت ها و بالاترین وسایل تقرب به خداوند است؛ زیرا امام صادق علیه السلام که عمر شریفش را جز در انواع طاعت و عبادت خدا سپری نکرد و شب و روز خویش را در این راه گذرانید. خدمت به حضرت از راه خدمت به دوستان، پیروان و شیعیان او به دست می آید. در حقیقت برطرف کردن نیازها و دفع مشکلات و حل و فصل امور آنها، خدمت به آن حضرت شمرده می شود.